تاریخچه
چگونه همه چیز شروع شد
حدود سال ۱۹۰۰، بخش جنوبی شهر به سرعت رشد کرد. کارخانهها در همه جا سر برآوردند - زیمنس-شوکرت، مان و سایر کارخانهها. جویندگان کار از سراسر باواریا، و همچنین از تورینگن، بوهمیا، اتریش و سوئیس به جنوب نورنبرگ هجوم آوردند. وجه مشترک همه این مهاجران (از کلمه لاتین "سرگردان") امید به پایان یافتن مبارزه روزانه برای بقا بود. طبیعتاً، کودکان بسیار زیادی با این بزرگسالان میآمدند. آنها نیز مانند والدینشان، محیط آشنای خود را از دست دادند و مجبور شدند جای پای خود را از نو پیدا کنند.
مدارس متعددی ساخته شدند، اما خیلی زود خیلی کوچک شدند. وقتی ساختمان مدرسه گیبیتسنهوف (که امروزه ورزشگاه پیرکهیمر نام دارد) در حال فروپاشی بود، ساخت و ساز یک ساختمان مدرسه جدید در همان نزدیکی در سال ۱۹۱۰ آغاز شد - البته با وام، زیرا خزانههای دولتی در آن زمان کاملاً پر نبود.
در اول سپتامبر ۱۹۱۱، بالاخره زمان موعود فرا رسید: مدرسه جدید به نام موسیقیدان و ستارهشناس، فریدریش ویلهلم هرشل، نامگذاری شد. این مرد درخشان، اورانوس و پرتوهای نامرئی مادون قرمز را کشف کرده بود.
این مدرسه با ۳۰ کلاس افتتاح شد. در مجموع، ۴۵ کلاس درس، دو سالن ورزشی و دو اتاق هنر، پنج اتاق برای معلمان و چندین کارگاه آموزشی وجود داشت که در آنها معلمان آینده فروشگاه نیز آموزش می دیدند. دانش آموزان همچنین به یک کتابخانه دسترسی داشتند.
در سال ۱۹۱۳، دو خوابگاه برای مدرسه کمکی (امروزه: مدرسه نیازهای ویژه) در ملک روبروی ورودی شمالی، جایی که امروز زمین فوتبال قرار دارد، ساخته شد.
از آنجا که بسیاری از مردم در آپارتمانهایشان حمام اختصاصی نداشتند، از سال ۱۹۱۲، به اصطلاح «حمام» در زیرزمین مدرسه ساخته شد. در آنجا، مردم میتوانستند با هزینه کم دوش بگیرند.
جنگ جهانی اول ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸
در سال ۱۹۱۵، مدرسه مجبور شد دوباره تعطیل شود، زیرا اکنون به عنوان محل اسکان جمعی سربازانی که به جنگ اعزام میشدند و بعداً به عنوان یک بیمارستان نظامی ذخیره مورد استفاده قرار میگرفت. در طول جنگ جهانی اول، کودکان اغلب سختیهای زیادی را متحمل میشدند. یک برنامه غذایی مدرسه برای فرزندان نیازمند سربازان فراهم شد. کفش برای زمستان توزیع میشد و برخی از کلاسهای درس در طول تعطیلات باز میماندند تا بچهها بتوانند گرم شوند. میانگین تعداد دانشآموزان در هر کلاس در این مدت ۴۸ نفر بود. در سال تحصیلی ۱۹۱۵/۱۶، برنامه درسی کوتاه شد و هر معلم مجبور شد دو کلاس تدریس کند.
فقر بسیاری از مادران را مجبور به کار کرد. بسیاری از کودکان مجبور به نگهداری در مهدکودکها و پرورشگاهها شدند. به دلیل شرایط بد زندگی، تعداد زیادی از دانشآموزان به سل، بیماری فقر، مبتلا شدند.
هیتلر و جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵)
در سال ۱۹۳۳، هیتلر و حزب نازی او قدرت را در آلمان به دست گرفتند. اکنون نصب تصویر پیشوا در هر کلاس درس الزامی بود. در سال تحصیلی ۱۹۳۶/۳۷، یک «کلاس جمعی» ویژه برای کودکان دارای معلولیت ذهنی شدید در هرشلپلاتز تأسیس شد. تنها دو سال بعد، دیگر نامی از این مؤسسه در گزارش اداری شهر برده نشد. چه اتفاقی برای این کودکان افتاد؟ احتمالاً همه آنها به قتل رسیدهاند. پس از جنگ، هیچکس واقعاً نمیخواست این موضوع را به خاطر بیاورد... فردی به نام اتو بارتل، که توسعه مدارس نورنبرگ را مطالعه کرده بود، در کتاب خود در سال ۱۹۶۴ (Die Schulen in Nürnberg 1905 bis 1960, Nürnberg 1964, p. 140) در این مورد اظهار نظر کرد:پس از تعمیر ساختمان جنوبی، مدرسهی نیازهای ویژه نیز به آنجا منتقل خواهد شد؛ قبل از جنگ، این مدرسه علاوه بر مهدکودک و باغ مدرسه، یک مهدکودک برای کودکانی که قادر به شرکت در مدارس نیازهای ویژه نبودند نیز داشت.«
در طول جنگ جهانی دوم، مدرسه ما بار دیگر مجبور شد به عنوان بیمارستان نظامی خدمت کند. دانشآموزان به ساختمان مدرسه گیبیتسنهوف منتقل شدند. کمی قبل از پایان جنگ، در ۱۶ مارس ۱۹۴۵، ساختمان تقریباً به طور کامل ویران شد.
کفهای فروریخته، حجم بیحد و حصری از زمان زیسته را در زیر خود مدفون کرده بودند.
ساعت صفر –
از میان ویرانهها، نظم نوین و پایداری پدیدار میشود.
در اول اکتبر ۱۹۴۵، هفت معلم بازمانده کلاسهای خود را در خرابهها از سر گرفتند. کلاسها اغلب نه پنجره داشتند و نه سیستم گرمایشی. اغلب، فقط آموزش تحت نظارت، به مدت یک تا یک ساعت و نیم، امکانپذیر بود.
بسیاری از مردم اکنون بیخانمان شده بودند و سعی میکردند در مدرسه ویران شده سرپناه موقت پیدا کنند. کسانی که نازی نبودند، آنقدر خوش شانس بودند که چنین اسکان اضطراری دریافت کنند. برخی از صنعتگران نیز کارگاههای موقت برپا کردند.
در این مدت، نه تنها دانشآموزانی که از بمبارانها جان سالم به در برده بودند، بلکه تعداد زیادی از کودکان پناهنده نیز باید آموزش میدیدند (بین سالهای ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۸، ۱۰٪ از کودکان در سن دبستان پناهنده بودند). پس از مهاجرت اجباری، مدرسه هرشل اولین ایستگاه آنها در یک زندگی جدید بود.
در سالهای ۱۹۴۹/۵۰، یک کلاس آزمایشی برای «کلاس نهم داوطلبانه» در نورنبرگ راهاندازی شد. در سالهای ۱۹۵۲/۵۳، کلاس نهم برای همه کسانی که دوره کارآموزی نداشتند اجباری شد. این امر به ویژه برای مدرسه هرشل دشوار بود، زیرا تنها ۲۱ کلاس درس برای ۱۲۰۰ دانشآموز داشت.
در آن زمان، کلاسها به صورت شیفتی و در شرایط بسیار دشوار برگزار میشد: گفته میشد که بچهها در نتیجهی آسیبهای ناشی از جنگ از «مشکلات تمرکز» و «بیقراری حرکتی» رنج میبردند. معلمان نیز از مشکلات سلامتی ناشی از تجربیات دوران جنگ خود رنج میبردند. با این وجود، تلاشهایی برای سازماندهی زندگی مدرسه انجام شد. شبهای والدین و شبهای موسیقی ترتیب داده شد.
در سال ۱۹۶۴، حیاط مدرسه با فواره اژدها زیباسازی شد. در ژانویه ۱۹۶۵، مدرسه نیازهای ویژه به ضلع شمالی منتقل شد و تا ژوئیه ۲۰۰۷ در آنجا باقی ماند.
در ۶ مه ۱۹۶۵، بالاخره روز موعود فرا رسید: بازسازی کامل شده بود و شیفت کاری به پایان رسیده بود. اکنون ۲۰ کلاس درس، دو سالن ورزشی و چندین اتاق ویژه وجود داشت.
...
توسعه پس از ۱۹۶۵
پس از اتمام تلاشهای بازسازی، نوسازیها و توسعههای متعددی انجام شد که با ورود موج جدیدی از مهاجران به بخش جنوبی شهر در دهه ۱۹۷۰ ضروری بود. در آن زمان به این افراد «کارگران مهمان» میگفتند. و حالا چطور؟ خب، امروزه بخش بزرگی از کودکان مهاجر از اروپای شرقی میآیند. اما در واقع، هیچکس واقعاً متوجه این موضوع در مدرسه چندفرهنگی ما نمیشود. و این چیز خوبی است.
نتیجهگیری:
تمام دنیا در میدان هرشل گرد هم میآیند!
با نگاهی دقیقتر به تاریخ مدرسهمان، مشخص میشود که مدرسه هرشل همواره تحت تأثیر شدید مهاجرت بوده است. اکثر مردم کم و بیش داوطلبانه و در جستجوی کار به اینجا میآمدند. با این حال، به ویژه در ارتباط با جنگ جهانی دوم، بسیاری از تازه واردان غیرداوطلبانه نیز وجود داشتند.
همه مهاجران حس عدم اطمینان و امید را به اشتراک میگذارند. درک این پیشینه مطمئناً میتواند همدلی با جوانان مشکلدار را آسانتر کند، تعصبات را از بین ببرد و منصفانهتر قضاوت کند.
ادغام یک فرآیند طولانی است، اما چیز جدیدی برای ساختمان قدیمی مدرسه ما و بسیاری از افرادی که بخشی از زندگی خود را در ۱۰۰ سال گذشته در اینجا گذراندهاند یا در حال حاضر میگذرانند، نیست.
هایکه فایگل




